صفحه در حال بارگذاری است! لطفا کمی صبر کنید...
|
ضربان علم و عشق مهم نیست برکه ی کوچکی باشی یا دریایی بزرگ، زلال که باشی آسمان در تو پیداست.
| ||||
|
فواید استفاده از سرور آسان دانلود به جای سرور شرکت ESET و آپدیت های آفلاین:
سرور آپدیت آنلاین اول را وارد نمایید و بر روی گزینه ی Add کلیک کرده و سپس بر روی Ok کلیک نمایید تا پنجره بسته شود و سپس در صفحه ی که مقابلتان است بر روی OK کلیک نمایید حال کافی است در صفحه ای اصلی بر روی گزینه ی Update کلیک کرده و Update Virus Signature Database را کلیک نمایید. http://dl.asandownload.com/Update_Online_ESET/ سرور آپدیت آنلاین دوم http://dl2.asandownload.com/Update_Online_ESET/ توجه داشته باشید در صورتی كه قبلا به آنتی ویروس خود یوزرنیم و پسورد داده اید حتما حذف شود.
اگر 60 ثانیه فرصت داشته باشی عزیزترین کسی رو که دوست داری ببینی وبدونی دیگه هرگز اونو نمی بینی چی بهش می گفتی؟(جواب رو تو نظرات بده) طبقه بندی: نرم افزار، [ دوشنبه 2 خرداد 1390 ] [ 04:14 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
چند روز روزگار گذشت چرخ چرخدون چرخید عمر من باهاش چرخید روزگارم با آن ساده دل گذشت قلب های گره خورده را سوزاند دل هایه هم پیوسته را گسست روزگاری ندارم و همدمی ندارم دلم را به اب روانی می سپارم حلقه جدایی را به دورگرد روزگار می سپارم تلخی و شیرینی این روزگار را دیدم سوره دوست دارم را هر شب از تو می شنیدم گریه های بی تو بودن را می شنیدم حرف های روزگار را نشنیدم مرغان حیله گر را در تو ندیدم چشم های بی محبت را به ظاهر زیبایت را ندیدم سکوت روزگار را ندیدم و نشنیدم فریب حرف های دروغینت را خوردم آن همه بی تابی های دل را بی خود نکشیدم گریه میکنم نه به خاطر تو و نه به خاطر خودم به خاطر لبخند روزگار گریه میکنم طبقه بندی: شعر، [ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 06:46 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 10:07 ق.ظ ] [
هومان زارع ]
عکس بالا، تصویری از مقاله ای است از مجله Ensign magazine May '98 pg. 94 تحت
عنوان " در آغوش گرفتن نجات بخش". این مقاله شرح مفصلی از اولین هفته
زندگی یک جفت دوقلو را توصیف می کند که در هنگام بدنیا آمدن در دو دستگاه
جداگانه انکوباتور( incubator)نگهداری
می شدند و پزشکان گفته بودند که یکی از آنها زنده نخواهد ماند. اما یکی از
پرستاران بخش نوزادان، دو کودک نوزاد را بر خلاف مقرارت بیمارستان در یک
دستگاه انکوباتور قرار داد و برای این کار با بیمارستان جنگید.
زمانیکه
آنها در یک دستگاه قرار گرفتند، دست نوزاد سالم تر، به گونه ای که پنداری
خواهرش را در آغوش گرفته باشد، بر او قرار گرفت. از آن ببعد ضربان قلب
نوزاد کوچکتر و بیمار، شروع به عادی شدن می کند و دمای بدن او بالا رفته،
شکل عادی می یابد.. پس از مدتی، هر دو آنها زنده می مانند و شروع به رشد
می کنند.
آنها همچنان با هم در یک تخت می خوابند، و یکدیگر را کیپ در آغوش می گیرند.
بیمارستان
زمانی که متوجه اثر "نجات بخش" گذاشتن این دو نوزاد در کنار یکدیگر شد، از
آن پس در مقررات خود تغییر بوجود آورد و هم اکنون تمامی دو قلوها؛ حتی چند
قلوها را در یک تخت و یاانکوباتور در کنار هم و نزدیک هم میخوابانند.
دکتر مارک کتز (Mark Katz, M.D)، عضو L.A. Shanti's Advisory Boardمی
نویسد:" ... در آغوش گرفتن; می تواند در محدوده ذهنی یک فرد تغییراتی را
ایجاد نماید و به آنها از لحاظ پزشکی کمک کند. بالاتر از همه اینکه، در
آغوش گرفتن; هیچگونه عوارض جانبی; ندارد و شما برای گرفتن چنین مداوایی،
احتیاج به رفتن نزد دکتر ندارید."
در آغوش گرفتن; (Hug)
داروی خوبی است. در این حرکت، انرژی منتقل می شود و فرد در آغوش گرفته شده
تقویت روحی و عاطفی می شود. شما برای بقا در زندگیتان به یکبار در آغوش
گرفته شدن; ، برای حفظ و حراست از زندگیتان به 8 بار در آغوش گرفته شدن; و
برای رشد و نمو به12 بار در آغوش گرفته شدن; در روز نیاز دارید.
پوست بزرگترین اندام بدن است و این اندام احتیاج به مراقبت های لازم و خوبی را دارد. یک Hug می تواند که قسمت های وسیعی از پوست را پوشش دهد و این پیام را به پوست برساند که "از تو مراقبت می شود".
Hug همچنین یک وسیله ارتباطی است، که می تواند چیزهایی را بگوید که شما نمی توانید در غالب کلمات بیان کنید. نکته بسیار زیبا در مورد Hug اینست که شما نمی توانید آنرا یک طرفه به کسی بدهید، معمولا شما آنرا پس می گیرید
[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 06:58 ب.ظ ] [
کبوتر سفید ]
مادر کلامی بر زبان دارم که از گفتنش میترسم مادر حرف های نگفته دارم که از شنیدنش می ترسم مادر قدر لحظه های با تو بودن را ندانستم مادر اسم قشنگت را نمی دانم بر کدام مهربانیت بنویسم مادر دلم برای گرفتن آغوشت تنگ شده است دلیلش را نمیدانم مادر نتوانستم محبت هایت را جبران کنم اما می توانم جانم را فدایت کنم مادر در حق من مادری کن که جزء تو پناهی ندارم مادر دوستت دارم نه با زبان بلکه با گریه های شبانه ات دوستت دارم مادر غصه هایت را پنهان نکن من هم می توانم همدم غصه هایت باشم طبقه بندی: شعر، [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 06:15 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
روز های مهربونی گذشت بابا و مامان نازت میکردند روزهای کودکی گذشت وقتی جایی می افتادی همه نازتو میکشیدند روزهای پیری گذشت وقتی افتادی مسخرت میکردند روزهای محبتی گذشت که عشقت فقط بهش محبت میکرد روزهای سختی گذشت وقتی که عشقت بهت خیانت کرد روزهای شیرینت گذشت وقتی که عشقت تنهات گذاشت روزهای بهاری گذشت که دلت می خواست سر به تن غم نباشه روزها میگذشتند و من ماندم وروزگار در آن روز من به روزگار میخندیدم و امروز روزگار به حال من میخندد شب های خیس اشکات گذشت که نمیدونستی واسه خوت گریه کنی یا واسه جدایی ها شب های سرد دلت گذشت که با یه دروغ قلبتو شکوند و با تنها گذاشتنت نتونستی بخوابی روزهای و شب ها پی در پی میگذرد و من دارم باهاش میرم ولی نمیدانم واسه چی منو با خودش میکشونه طبقه بندی: شعر، [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 10:47 ق.ظ ] [
هومان زارع ]
سخنم دیگر گویایی خود را ز دست داده است بوی نسیم عشق را از دست داده است روشنایی ها دیگر بر چهره من نمی تابد لاله زار این باغبان دگر مرا نمیشناسد خود شدم شمع این عاشقان بی رحم ندانستم هماند شمع مرا می سوزانند بگذار که بگویم من عاشقم اما چه رسد که روزی بگویم شکست خوردم در عاشقی قدر خود را ندانستم تا که روزی اسیر عشق شدم قلبم شد واسه اون،تنهایی شد واسه من پس سکوت میکنم تا که قدرم را بدانند گر ندانستند پس خود را میکشم تا بدانند که بودم و چه بودم طبقه بندی: شعر، [ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 10:42 ق.ظ ] [
هومان زارع ]
سالهاست که غصه دارم غصه از این دل دارم شنیدنش سخته خودم تنهایی غم رو کشیدم پیر شدم از درد این غم غم که نبود درد بود درد که نبود رنج بود درد غربت شد نوای سخنم غم دارم... طبقه بندی: شعر، [ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 05:50 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
یاد روزهای کودکی بخیر که فرق گریه و اشک و لبخند را نمی دانستیم یاد روزهای بازی های کودکانه بخیر که دختر و پسر بدون هیچی با هم بازی میکردند یاد ایام مدرسه بخیر که روز و شب میخوندیم تا نمره اول بشیم یاد سال هایی که گذشت بخیر که عمرمون گذاشتیم واسه تفریح و درس یاد روزهای سخت زمستون بخیر که پدر بزرگ داشت با دست های پیرش برف هارو کنار میزد یاد روزهای شیرین عاشقی بخیر که دلمون میخواست هرگز بینمون غم نباشه یاد روزهای سرد عاشقی بخیر که روزی با آخرین خدافظی مرا هم کشتی یاد کنکور بخیر که سوال های سخت گویی روزهای سرد عاشقی را بیادم میاورد یادش یخیر ایامی که گذشت که امروز تاوان دیروز خود را میدهم طبقه بندی: شعر، [ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 05:50 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
لولاب در قلبم کج شده است چوب های دلم فرسوده شده است صدای دلنشینم بوی کهنگی به خود گرفته است تو بیا،آری تو بیا تا گریه کنم رو شونه هات تو بیا لولاب قلبم را درست کنی بی تو و بدون تو تنهایم را با خانه ی تنهایم نمیتوانم زنده بمانم طبقه بندی: شعر، [ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 05:47 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 06:09 ب.ظ ] [
هومان زارع ]
|
| |||
| [ انیشتین : تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسول آن نیست،فرو افتادن در عشق ] | ||||